کد خبر: ۳۳۳۸۰۷
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۲ 24 November 2016
هرکس می تواند از بسیج، تعریفی داشته باشد. می تواند در ذهن خود او را در قامتی و هیئتی ببیند. من اما در برابر چيستي بسيج، يك پاسخ مي گذارم كه قرار بود و قرار است كه چنين باشد؛ يك مكتب نه يك نهاد. اين‌كه ما تظاهر اول بسيج را در لباس نظامي ديديم، فقط يك جلوه از بسيج بود كه به جبر روزگار و براي دفاع از كيان اين ملك، در كنار ارتش و سپاه قامت كشيد و در اين رهگذار هم، مرداني بر كشيده شدند كه شانه به شانه خورشيد مي زدند، اما اين نه همه بسيج كه فقط يك جلوه از آن بود.
يك فصل از كتاب بسيج كه قرار بود كتاب زندگي هم باشد و همانگونه كه كتاب، فصل هاي گوناگون و زندگي هم چهره هاي گوناگون و نيازهاي متفاوتي دارد بسيج هم بايد در شئون ديگري هم تظاهر داشته باشد و آن هم نه صرفا " با لباس نظامي و از منظر نظامي گري بلكه مطابق با هر نياز، تعريف خاص و حتي لباس خاص هم بايد داشته باشد.
اين درست كه در دفاع مقدس، بسيج چنان به يك مفهوم مقدس تبديل شد كه اجزاي تشكيل دهنده آن مفهوم هم مقدس به نظر آمدند.
اما بعد از پايان جنگ همه عرصه هاي مختلف سازندگي اعم از اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، علمي، نرم افزاري، توليد علم و... به خيزش و بسيج همگاني نياز داشت و دارد و اگر در جنگ و در تظاهر اول، اولويت نظامي گري در كنار دو نهاد نظامي بود، پس از جنگ، قطعا" اولويت نخست، سازندگي بود، و امروز هم مي توان اولويت هايي چون توسعه و تولید و اقتصاد مقاومتی،  توليد علم، جنبش نرم افزاري، فرهنگ و اخلاق جامعه را نام برد كه حضور اخلاق‌مند، هدف شناسي شده و هدف گذاري شده بسيج را مي طلبد آن هم نه بسيج به مثابه يك نهاد، بلكه در قامت فربه  شده يك مكتب، مكتبي كه تجسم آن را در رفتار نبوي و علوي مي توان شاهد بود كه اگر مي جنگند، هيچ گاه دشمن از آنها جز جوانمردي نمي بيند.
خودي نيز جز مهرباني نمي بيند، حتي اگر خودي، گاهي نامهرباني ورزد در مكتب بسيج، مهم نيست، كيستي و كجايي، مهم اين است كه هر كس و هرجا كه هستي كار را درست انجام دهي اگر حاكمي، به عدل فرمان براني، اگر مديري، دايره مديريتت بر مدار معرفت شكل بگيرد، اگر عالمي، قبل از همه به علم خود عمل كني و براي عمل ديگران به نيكي ها هم از جان و هم از آبرو مايه  بگذاري.
اگر معلمي، دانش آموز را امانت فرداي كشور بداني كه امروز در دست توست و  فردا، قرار است در دست هاي او باشد، اگر كارگري كارت را درست انجام دهي، اگر اهل قلمي جز به حق قلم بر كاغذ نبري و ن والقلم را به ياد داشته باشي.
اگر نظامي هستي، فرقي نمي كند، پاسدار يا ارتشي، حصن حصين رعيت و نگهبان آگاه و صادق و شجاع مرز و بوم باشي.
اگر پليس هستي، هميشه فوق العادگي حوادث را از ياد نبري و اگر پزشك هستي با همه وجود براي نجات جان انسان ها بكوشي و اگر... ختم كلام اين‌كه بسيجي، نظامي نيست اما مي تواند نظامي هم بسيجي باشد.
بسيجي روحاني نيست اما مي تواند روحاني هم بسيجي باشد، بسيجي پزشك نيست، مهندس نيست، كارمند نيست، كارگر نيست، كشاورز نيست، اما همه اينان مي توانند بسيجي باشند و به ديگر عبارت، بسيجي همه اينهاست، اما بسيجي، بسيجي است. اهل حق و هميشه در پرهيز از هر چه غير حق است.
بسيجي ترجمه نهج البلاغه است و تجسم باورهاي علوي. هر كس مي خواهد بسيجي را بشناسد، برود زندگي حضرت علي (ع) را بخواند که امام خمینی ، معمار بسیج آدرس اول بسیجی عالم را در کوچه های بنی هاشم و در قامت امام علی می داد پس هرکس را می توان به همان اندازه ای بسیجی دانست که به مرام و منش و عمل مولا علی (ع) شبیه باشد والا گواهی هیچ گواهی نامه ای نمی تواند بسیجی بودن کسی را تضمین کند که بسیجی اهل شهود است و شهادت.اهل ولایت و سعادت. جهان هم با تفکر بسیجی می تواند تجلی بهشت را در خود جشن بگیرد.
 
غلامرضا بنی اسدی/تابناك رضوي
برچسب ها: بسيج ، بسيجي ، سازندگي
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار