کد خبر: ۳۵۲۲۵۲
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۶ 31 December 2016
 
 
 
 
ژن قوی - ژن ضعیف  
بالا شهر - پایین شهر
ثروتمند - فقیر
باسواد - بی سواد
سفید - سیاه
برده - آزاد
ارباب - رعیت
 
 این ها واژه هایی است که این شب ها رهایم نمی کند! ماجرایِ غم انگیزِ گور خواب ها به انسانیتم لطمه زده، نه حتی مسلمانی و ادعای شیعه بودن، نه؛ به اصل انسان بودنم!
 
خیلی راحت می توانم دلایل رسانه ای شدن و فراگیری آن و نیز دلایل سیاسی و طراحی این موضوع را بیان کنم و وجدان خود را خلاص؛ اما نه...
 
شاید بشود با تمام گرم خانه های ساخته شده و مرور آنها آرام شد ولی نه... شاید به همه کارتون خواب ها خانه بدهند و بعد بتوان آرام شد؛ اما نه نمی شود! این وجدان و انسانیت نهفته در درون آدمی قبول نمی کند.
 
شاید موضوع گور خواب ها تمام شود و ان شاءالله دیگر شاهد این رنج ها وغصه ها نباشیم؛ اما با این واژه چه کنم که خواب را از چشم هایم ربوده!
 
ژن های ضعیف
 
خدا می داند که خصومتی با نقل کننده ی آن ندارم اما این که بشری، دیگری را ژنِ ضعیف بداند را نمی توانم بفهمم.
 
مگر همه ما را خدا نیآفریده؟! مگر همه ما مخلوق او نیستیم؟! بشر به کجا رسیده که دلش به حال حیوان می سوزد ولی به حال همنوع خود نه!!
 
چقدر انسان خوشش می آید از اینکه احساس آدمیزاد آنقدر پروانه ای می شود که از فحش به سگ فریاد بر می آورد ولی تمام وجود آدم نابود می شود که کسی به خودش اجازه دهد به هم نوع خود بگوید: « ژن ضعیف »
 
یاد استاد دانشگاهم افتادم وقتی که برایمان مدرنیته را با آب و تاب تعریف می کرد. دنیای متمدن دلش برای محیط زیست می سوزد؛ دلش برای حیوانات می سوزد؛ برای محافظت گونه های نادر سازمان های مردم نهاد تشکیل می دهد ولی وقتی پای مهاجرت انسان ها از ترس جنگ و مرگ به اروپا می رسد؛ مرزها را می بندد!
 
انسان باید به همه موجودات و جمادات احترام بگذارد و حقوق آنها را رعایت کند اما بیش از همه موظف است به انسانها احترام بگذارد.
 
دیگر تحمل ندارم  می خواهم حرف دلم رابزنم!
 
متنفرم از انسانهایی که دلشان برای حیوانات می سوزد؛ برای محیط زیست می سوزد ولی برای مردم یمن، افغانستان، فلسطین، عراق و سوریه، نه!
 
از این تفکرِ غلط بیزارم که برای انسان اروپایی اشک می ریزد ولی برای مرگ هزاران انسان در  آفریقا، نیجریه و سومالی، ذره ای احساس به خرج نمی دهد.
 
احترام به محیط زیست و حیوانات ارزشمند است ولی وقتی که انسانها را نیز ارج نهیم؛ نه بخاطر رنگ پوست یا دانش یا ثروت یا قدرت یا زیبایی و ... بلکه بخاطر خالق آنها؛ به خاطر انسان بودنشان.
 
باید از دنیای مدرن ترسید! دنیایی که اگر منافعش به خطر افتد؛ بمب هسته ای بر سر هیروشیما و ناکازاکی می اندازد و بعد اعلامیه حقوق بشر صادر می کند!
 
باید از این تفکر ترسید که انسان ها را به خاطر اهداف خود می خواهد؛ رفاه خود را مهم می داند؛ لذت خود را مهم می داند؛ حقوق شهروندی خود را مهم می داند؛ اما نوبت که به گور خواب ها که می رسد می گوید آنها را باید عقیم کرد!!
 
هیچ اسمی از تشیع بر خود نگذاریم که علی پدر یتیمان، معین فقیران و دوست دار جزامیان بود.
 
هیچ اسمی از انسانیت نیآوریم وقتی آموزه های مکتبی را ترجمه می کنیم که اگر تامین اجتماعی برای فقرا پدید می آورد؛ نیتش حفظ بازار مصرف و بقای مصرف کننده است نه انسانیت.
 
نه تساوی درست است و نه تبعیض و خود برتر بینی! نه کمونیسم دردی از بشر دوا کرد و نه سرمایه داریِ لیبرال!
 
خمینی به مستضعفان می گفت ولی نعمت! برای همین مردم دوستش داشتند. ولی آهسته آهسته واژه ها عوض شد. اول گفتند محرومین، بعد کم برخوردار، دهک های پایین، حاشیه نشین، آسیب پذیر، آسیب دیده ی اجتماعی و امروز "ژن های ضعیف"!!
 
این ها واژه ها نیستند که عوض شده اند؛ بلکه اندیشه ها و ارزشهای انسانی هستند که رنگ باخته اند!
 
تا این افکار اصلاح نشوند -اگر برای گور خواب ها کاخ هم  بسازیم-  فایده ای ندارد!
 چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید..

 محمد امین توکلی‌زاده
 
گورخواب‌ها کاخ نمی‌خواهند! 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار