کد خبر: ۴۵۶۸۵۴
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱ 10 July 2017
مشهد مقدس از دیرباز مهد علم و فرهنگ و هنر ایران‌زمین بوده و به برکت حضور مضجع منور عالم آل محمد(ص)، همواره الهام‌بخش بزرگان و نامورانی بوده است که در پرتو عنایات این نور منجلی، مرزهای علم و هنر و فرهیختگی را جابه جا کرده اند. انتخاب این خاک در مقام نماینده و الگوی فرهنگی شهرهای جهان اسلام از یک سو فرصت بی نظیری است تا داشته ها و ظرفیت های درخشان سرزمین خراسان را به دنیا معرفی کنیم و از دیگر سو، بستری است تا از درون، نگاه جامع تر و تحلیلی تری به وضعیت فرهنگی این دیار و مسیر پیش رویش داشته باشیم. اگرچه فرصتی 7ساله برای برنامه ریزی و طرح ریزی اقدامات این کلان رویداد بین المللی پیش روی مجموعه مسئولان کشوری، استانی و محلی بوده است، اما عملا حرکت های نتیجه گرا از دو سال مانده به آغاز رویداد و با شتابی کم آغاز شد. ماحصل این تعلل های حاکمیتی و مدیریتی، ورود بی رمق و سطحی به سال 2017، در غیاب مشارکت مردم و فرهیختگان بوده است. در ادامه، گوشه ای از خلأها و نقایص اجرایی و محتوایی کلان رویداد مشهد2017 را مرور می کنیم.
 
* افق‌های کوتاهِ آدم‌های معمولی
 واقعیت آن است که اداره مطلوب یک رخداد «بین المللی»، آدم هایی در همان سطح را می طلبد. اینکه راهبری اجرایی یک کلان رویداد بین المللی را به کسانی بسپاری که در عملکرد مطلوب محلی و شهری شان هم ان قلت های زیادی وجود دارد، نتیجه ای جز خسران نخواهد داشت. جای خالی یک نگاه فرهنگی ژرف نگر با افق دید وسیع در اداره این کلان رویداد بین المللی مشهود است؛ جایی که برنامه ها و فعالیت ها در سطح شوهای کم محتوا و کم اثری تنظیم شده که هیچ گاه مخاطب جهانی نقطه هدف آن نخواهدبود. بدیهی است که گذاشتن مبنای کار اجرایی بر پیشنهادات مرسوم دستگاه های شهری و استانی، دستاوردی فراتر از وضعیت فعلی فرهنگی شهرمان نصیب ما نخواهد کرد.   
                                                                                    
* ساختار ناکارآمد اجرایی
اگرچه از ساختار پیش بینی شده برای این کلان رویداد، با نگاه آکادمیک و علمی می توان دفاع کرد، اما از آنجا که این ساختار بر مبنای واقعیت های شهر مشهد تنظیم نشده است، کارایی لازم را هم نداشته است؛ اولا راس این ساختار در سطح وزارتی دیده شده که همواره به مظلومیت شُهره بوده است و طبیعتا در جذب اعتبارات و خط شکنی های لازم در حوزه اجرا موفق نخواهدبود. سپردن راس این هرم به شخص رئیس جمهور یا معاون اول او، قطعا قدرت بیشتری را در به خط کردن حوزه های مختلف وزارتی در بدنه دولت به همراه داشت و سطح تعاملات و برنامه ریزی ها را در این کلان رویداد بین المللی افزایش جدی می داد. از سوی دیگر، با توجه به تنوع نقش آفرینان فرهنگی در شهر مقدس مشهد، در کنار اختلافات سیاسی میان ستادهای پیش بینی شده، عملا هماهنگ کردن برنامه ها و خط دهی های ابلاغی کاری از پیش نبرده و هر ستادی بر مبنای باور فرهنگی و سیاست گذاری سازمانی اش به دنبال ایفای نقش مطلوب در مشهد 2017 است. اوج این ناهماهنگی در ستاد شهری این کلان رویداد که اتفاقا نقشی اساسی نیز دارد، دیده می شود. درواقع باید گفت که ساختار پیش بینی شده نتوانسته است مدیریت واحدی را بر این کلان رویداد حاکم کند و نتیجه چنین تمهیدی نیز از پیش مشخص است!
 
* بحران مخاطب‌شناسی
شناخت دقیق مخاطب، از مهم ترین بخش های هر رویداد محتوایی است و هدف گذاری نابجا در این حوزه، می تواند به قیمت ابتر ماندن کل کار تمام شود. توجه نکردن به این موضوع در کلان رویداد مشهد2017 نیز به وضوح دیده می شود. طبیعی است که تمرکز مشهد در سال 2017 باید بر معرفی داشته ها و ظرفیت های فرهنگی اش به مخاطبان بین المللی باشد و فلسفه وجودی این نام گذاری نیز بر مبنای همگرایی بیشتر ملت ها و دول مسلمان شکل گرفته است؛ اما نگاهی گذرا به برنامه های پیش بینی شده برای این سال از سوی مسئولان، گویای آن است که هیچ تلاش جدی و اثرگذار بین المللی صورت نگرفته و رنگ و بوی بین المللی این رخداد، در سطح و نمایشی بوده است. بسیاری از برنامه های اجراشده و پیش بینی شده مصرف داخلی داشته و حتی توان درگیر کردن سطوح عمومی فراتر از شهر مشهد را هم نداشته است؛ تا آنجا که به گفته اکثر قریب به اتفاق صاحب نظران، پایتختی فرهنگی مشهد در سال 2017 هیچ گاه به یک مسئله ملی تبدیل نشده و در حد خراسان باقی مانده است. بدیهی است که ارتباط گیری با مخاطب بین المللی و بازنمایی فرهنگی در سطح جهان اسلام و دنیا، نیازمند عزم جدی و سرمایه گذاری کلان و نشر تولیدات فاخر فرهنگی در بستر رسانه های جهانی است که نشانی از هیچ یک از این عوامل را نمی بینیم.
 
* جای خالی رسانه‌ها
امروزه نقش بی بدیل و اساسی رسانه ها در جهت دهی به افکار عمومی بر هیچ کس پوشیده نیست؛ ابزاری که بهره گیری درست از آن می تواند چرخ هر پروژه ای را با شتاب بیشتری به گردش درآورد. مسئولان مشهد 2017 اما ظاهرا اعتقادی به این معجزه هزاره سوم ندارند و نه تنها در عرصه بین المللی که حتی در حوزه داخلی نیز نخواسته یا نتوانسته اند که رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب و مجازی را سرخط این کلان رویداد بین المللی بیاورند. از سیمای خراسان رضوی و رسانه های محلی بگیرید تا سیمای ملی و رسانه های مکتوب کشور، هیچ یک نگاه جدی به این رویداد بین المللی نداشته و شمار ارجاعات جدی و تولیدی آن ها به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد. این در حالی است که اگرچه با نگاهی کوته بینانه در بیان مسئولان فرهنگی شهر، اتفاقا رویداد مشهد2017 رخدادی تبلیغی معرفی می شود، اما این بزرگواران برای همین نگاه خود هم تمهیدی نداشته و عملا به جای تحریک و ترغیب رسانه ها، خوش خیالانه منتظرند تا رسانه ها به صورت جهادی وارد عرصه شوند و احتمالا هم در تمجید از برنامه ها و برنامه ریزان قلم فرسایی کنند! غفلت از این ظرفیت تبلیغی عظیم، کلان رویداد مشهد2017 را در مرزهای محلی گرفتار کرده و نقض غرضی جدی را در اهداف این رویداد بین المللی ایجاد کرده است.  
 
چندگانگی فرهنگی
«مشهد مقدس شهر خاصی است»؛ این جمله ای است که بارها از زبان بزرگان این شهر شنیده شده است و بر مبنای آن، بسیاری از سخت گیری های اجتماعی و فرهنگی به مردم مشهد تحمیل شده است؛ تا آنجا که قرائت رسمی فرهنگی کشور در این شهر پذیرفته نمی شود و به مردمی که این شرایط را نمی پسندند توصیه می شود که ترک دیار کنند! نکته عجیب آن است که این اتفاق در شهری رقم می خورد که امامش به تساهل و تسامح و گفتگو با دگراندیشان شهره است و بر همین سیاق بوده که دیار خراسان در ادوار گوناگون پذیرای تفکرات متنوع و کانون روشنفکری دینی ایران بوده است. واقعیت آن است که در چند سال اخیر، تفکری خاص، به زعم خود به دنبال پاستوریزه کردن فضای اجتماعی با اعمال محدودیت ها و بستن فضاهای تعاملی به ویژه در حوزه فرهنگ و هنر بوده است که نتیجه قابل پیش بینی آن هم رسیدن شهر مقدس مشهد به صدر جدول همان محدودیت ها از نوع زیرزمینی اش بوده است. در چنین فضایی، قطعا پرداخت های بین المللی بر داشته های فرهنگی دیار خراسان، ناخودآکاه دچار سانسور و تحدید قرار گرفته و امکان بازنمایی صحیح فرهنگی را از برگزارکنندگان سلب می کند.    
 
خلأ مردمی!
بی شک آگاه کردن مردم و تشکل های مردمی به عنوان میزبانان هر رویداد بین المللی، جزو اصلی ترین امور زیربنایی است؛ چرا که در نهایت این مردم هر کشوری هستند که بی واسطه و صادقانه فرهنگ هر اقلیمی را فریاد می زنند. باید از مسئولان برگزاری کلان رویداد مشهد2017 پرسید که مردم کجای معادلات آن ها بوده اند؟ مردم مشهد چقدر از برگزاری این رویداد بین المللی در شهرشان آگاه اند؟ نقش آن ها در این میان چیست و کدام نهاد و سازمانی وظیفه مردم را در این میان ترسیم کرده است؟ مردم حاملان فرهنگ این مرز و بوم اند و هرگونه بازنمایی فرهنگی بدون دخالت و حضور مردم، ناقص و نمایشی و غیرموثر خواهدبود. اگرچه پژوهش دقیقی در حوزه میزان آگاهی مردم مشهد از پایتختی شهرشان در سال 2017 صورت نگرفته است، اما چند تلاش رسانه ای در حوزه مکتوب و فضای مجازی چندی پیش صورت گرفت و منتشر شد، گویای آن است که بخش بزرگی از مردم در سطوح مختلف، اطلاع دقیقی از این رویداد و کارکردهایش ندارند.(گزارش مردمی روزنامه شهرآرا، گزارش مردمی برنامه «گرا»، نظرسنجی کانال اخبار مشهد و...)   
 
فرصتی برای سیاست‌بازی!
سال 2017 مصادف است با برگزاری دو انتخابات مهم در ایران؛ انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا. طبیعی است که فضای سیاست زده کشورمان در چنین بزنگاه هایی از هر فرصت و امکانی برای بهره برداری های سیاسی استفاده خواهد کرد و چه فرصتی بهتر از یک رویداد فرهنگی «بین المللی» که اتفاقا مخاطب برنامه هایش هم «داخلی» انتخاب شده است! آن هم با ستادهایی که هر یک وابستگی های سیاسی مجزا و نقشی فعال به ویژه در انتخابات شوراها دارند! اگر از معایب اصطکاک های سیاسی میان این ستادها در حوزه اجرا بگذریم، نامزد شدن چند نفری از مسئولان دخیل در این رویداد در انتخابات شوراها، خود دلیل واضحی است بر سیاسی شدن این رویداد. از سوی دیگر، اختلاف نظر دولت با فضای فرهنگی و سیاسی خاص شهر مشهد، بستر مناسبی را برای جولان این دو جریان فراهم آورده که ناگفته قربانی آن «مشهد، پایتخت فرهنگی جهان اسلام» خواهدبود.  
 
دولت امید به تدبیر!
از نقش دولت در راهبری مطلوب کلان رویداد مشهد2017 نمی توان دفاع کرد. اگرچه دولت قبلی نیز هیچ حرکت موثر مستقیمی در این زمینه انجام نداد و به نوعی کار را بر دوش دولت بعد نهاد؛ اما سپردن راس کار به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آستانه سال 2017 جای خود را به شخص دیگری داد، خود گویای عدم تمرکز جدی و استراتژیک دولت بر این مسئله است. تصویب بودجه های متفرقه و بسیارضعیف در جداولی که ضمانت پرداخت بالایی ندارند نیز گله دیگر فعالان فرهنگی از دولتی است که می گوید فرهنگ برایش مهم است. شاید در این میان اختلافات فرهنگی میان قرائت رسمی دولت و قرائت داخلی شهر مشهد را نباید نادیده گرفت!    
 
نخبگان فراموش شده!
واقعیت این است که دست اندرکاران برنامه ریزی برای کلان رویداد مشهد2017 یا به سراغ نخبگان فرهنگی شهر نرفتند و یا خیلی دیر این کار صورت گرفت؛ زمانی که آردشان را بیخته و الکشان را هم آویخته بودند. مراجعه پرشمار ما به نخبگان فرهنگی شهر برای اظهار نظر و دادن ایده های جذاب برای رویداد مشهد2017 گویای ناامیدی مفرط از برگزارکنندگان و شرایط موجود و بی نتیجه دانستن تلاش های مسئولان بود. بخش دیگری از این طیف نیز از برخورد نمایشی مسئولان با حضور و نظرات نخبگان گلایه داشته و معتقد بودند که هیچ یک از نظراتشان در برنامه ریزی ها مورد توجه قرار نگرفته است. این در حالی است که درگیر کردن جدی و واقعی نخبگان و فرهیختگان شهر در این کلان رویداد می توانست موج مثبتی را در میان مردم و رسانه ها ایجاد کرده و سطح برنامه ها و فعالیت ها را نیز ارتقای جدی بخشد.  
 
آمار و دیگر هیچ!
یکی از آفات بزرگ سیستم های دولتی در ایران، آمارزدگی در حوزه اجراست؛ آفتی که کیفیت را فدای کمیتی می کند که کارکردش فقط بلندتر کردن سیاهه رزومه آقایان و پر کردن صفحات گزارش هایی است که معلوم نیست چقدر با واقعیات تطبیق دارند. این بلا بر رویداد  مشهد2017 هم نازل شده و مروری بر هفته نگار اجرایی اش، به خوبی گویای نگاه کمی گرای تنظیم کنندگان آن است؛ جایی که برنامه های عمدتا مرسوم سازمان ها و نهادها با برچسب مشهد2017 تزئین شده و به جدول برنامه های اجرایی این کلان رویداد بین المللی راه پیدا کرده اند. شاید برگزاری فقط چند فعالیت بزرگ حساب شده و مخاطب پسند با پروپاگاندای رسانه ای مطلوب، می توانست بیشتر از 152برنامه فرهنگی و 161پروژه عمرانی پیش بینی شده در دبیرخانه شورای هماهنگی اهداف مشهد2017 را تامین کند.
 
روح الله مهدی پناه/خراسان رضوی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار