غلامرضا بنی اسدی
امامِ صادق(ع)، شهید بهشتی و راهی که باید رفت!

تابناک رضوی: تند می گوئیم و می خروشیم برخی هامان وقتی سخنی بر خلاف میل می شنویم. حالا آن "میلِ ما" حق است یا نه، بماند. می خروشیم و اگر نه صورت، لااقل شخصیتِ فرد را می خراشیم و این رفتار را هم حق می دانیم- متاسفانه-! فکر می کنم به جد باید در این مشی و مرام، تجدید نظر و رفتار مان را به قاعده ایمان جعفری اصلاح کنیم تا با مسما باشد اسمی که برای خود برگزیده ایم؛ جعفری مذهب! بله ما در دایره شمول مذهب جعفری هستیم.نه به معنای تام و تمام بل به این معنی که؛ این فرصت فراهم است که با زیستن به سبکِ امام صادق(ع) ذیل این تعریفِ متعالی، قرار بگیریم. برای این هم باید رفتارِ خود را با آموزه های مکتبِ جعفری، تنظیم کنیم چنان که شهید آیت الله دکتر بهشتی چنین کرد. جمعه گذشته که استاد حجت الاسلام حاج علی اکبری به ترسیم خطِ زندگی امام صادق(ع) پرداخت و مولفه های مختلف را ذکر کرد و به خوانش آن در زندگی شهید بهشتی پرداخت، عظمت شاگردی در مکتب همیشه زنده و پویای جعفری را بیش از پیش دریافتم. یادم آمد یک ماجرای مشترک را که هم در زندگی امام خوانده بودم و هم در سلوکِ شاگرد، جسته بودم. همان ماجرایی که امام با یکی از یاران خویش به مسیری می رفتند و همراه امام وقتی غلامش را همراه ندید، برگشت و به او نسبتی چون مادر.... داد که امام بر او خروشید که چه می گویی؟ و او برای توجیه گفت که مادر این غلام مسلمان نیست و اهل سند است.

امام فرمود، مادرش کافر بوده که بوده. هر قومی، سنت و قانونی در امر ازدواج دارد. یعنی تو حق نداری به کسی، ولو کافر چنین خطابی بکنی. جالب این که همچنین ماجرایی را در باره شهید بهشتی هم می خوانیم که در دوران انقلاب، فردی به ایشان گفت من یک شعار خوب دارم برای راهپیمایی. وقتی از او پرسیدند که چیست این شعار؟ گفت: شاه ....زاده است/ خمینی آزاده است! که شاگرد مکتب امام صادق، همان رفتاری را با او کرد که امام با همراه خویش و گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.باری، بهشتی چون خود را با اخلاق جعفری تنظیم کرده بود، ماند با این که می خواستند نابودش کنند اما آن هایی که این تنظیم را انجام ندادند، رفتند با این که می خواستند بمانند. استاد حاج علی اکبری با نقل نمونه هایی از رفتار و نگاه امام صادق راه را نشان می داد. راهی که امروز فرزندان انقلاب و باورمندان مکتب جعفری باید بروند از جمله این که در مواجهه با مخالفان، بر صراط انصاف و عدالت باشند چنان که امام صادق چنین بود و هرگز "مباحث" را تکفیر و تحقیر نمی کرد. بر او نمی خروشید بلکه با بردباری، فرصت طرح بحث می داد و با منطق به رد نظریه او می پرداخت. کلمات را چراغ راه می کرد نه این که از آن پتک بسازد برای کوبیدن طرف که امام ماموریت خویش را ساختن می دانست و ماموریت باورمندان امامت هم ساختن است. تکلیفی که امروز هم باید بدان ملتزم باشیم همین است. اما روزگارمان چنین نیست. برخی خویش را نه تنها حق که تراز حق هم می شمرند و هرکس را با باور خویش ناساز ببینند به پتک اگر نه تکفیر لااقل تفسیق می کوبند و به تازیانه تحقیر می نوازند و به انواع برچسب ها، زمین گیر می کنند آن هم در روزگاری که بیش از همیشه به برادری، احتیاج داریم، با کوبیدن و تحقیر و تهدید و تحدید و تفسیق، تیغ تفرقه در میان ننهیم. به رسم امام صادق(ع) رفتار کنیم، این بهترین راه است. یعنی این راهی است که می توانیم میزان تشیع و پایبندی خود را به آموزه های امام ثابت کنیم. اما اگر راه نه این است، اگر مرام به قاعده دیگری است باید بدانیم که میان ما و مکتب جعفری اگر نسبتی باشد از جنس "تباین" خواهد بود و نه چیز دیگری. تامل کنیم پس و به راهی برویم که بهشتی تحت آموزه های جعفری رفت و به جاودانگی رسید والا ما را روزی نابودی خواهد بود و مباد که ما را چنین سرنوشت بنویسند، همین!