
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، صدای فریاد هواداران و شور فوتبالی در ارومیه، جای خود را به سکوتی سنگین داده است که تنها هر از گاهی با انتشار خبری از بازدید یک مسئول یا وعدهای جدید برای بازسازی، شکسته میشود و ورزشگاه تختی ارومیه، به عنوان قدیمیترین و در دسترسترین مرکز ورزشی شهر، اکنون به نمادی از سوءمدیریت و بیتوجهی به مطالبات جوانان این مرز و بوم تبدیل شده است.
این وضعیت نه تنها ورزش حرفهای استان را فلج کرده، بلکه آسیبهای اجتماعی ناشی از کمبود فضاهای تفریحی و ورزشی را در مرکز استان دوچندان ساخته است و ورزشکارانی که باید در مستطیل سبز این ورزشگاه مشق قهرمانی کنند، امروز آواره زمینهای اجارهای و غیراستاندارد هستند تا رویای فوتبال در ارومیه بیش از پیش رنگ ببازد.
عدم تخصیص بودجههای ملی و اولویتبندیهای اشتباه در پروژههای عمرانی باعث شده تا پروژهای که میتوانست در کمتر از دو سال به بهرهبرداری کامل برسد، اکنون وارد دههای جدید از بلاتکلیفی شود و پرسش اساسی اینجاست که چرا آذربایجانغربی، علیرغم پتانسیلهای عظیم انسانی و مدالآوری، در بودجههای ورزشی کشور همیشه در حاشیه قرار میگیرد؟

طلسم بازسازی تختی؛ وعدههایی که خاک میخورند
ورزشگاه تختی ارومیه بیش از ۱۵ مورد نقص فنی اساسی دارد که از چمن غیراستاندارد و فرسوده گرفته تا نبود رختکنهای مناسب و سیستم نوردهی، همگی باعث شدهاند تا این ورزشگاه از استانداردهای اولیه کنفدراسیون فوتبال آسیا و حتی لیگ داخلی فاصله بگیرد و بازسازی این مجموعه بارها به دلیل عدم تخصیص اعتبار از محل سفرهای استانی متوقف شده است.
مسئولان هر ساله خبر از اختصاص بودجههای میلیاردی میدهند، اما در مقام عمل، آنچه در استادیوم دیده میشود، تنها اسکلتهای زنگزده و سکوهایی است که امنیت تماشاگران را به خطر میاندازد. شکاف عمیق میان حرف تا عمل، اعتماد عمومی جامعه ورزش ارومیه را سلب کرده و ورزشگاه تختی را به پروژهای تاریخی و نیمهتمام تبدیل کرده است.
علاوه بر مشکلات ساختاری، ضعف در سیستم نگهداری اماکن ورزشی در این استان بیداد میکند، حتی بخشهایی که بازسازی شدهاند، به دلیل نبود بودجه جاری برای نگهداری، ظرف مدت کوتاهی دوباره مستهلک میشوند و این چرخه معیوب تخریب و بازسازی، هزینههای گزافی را به بیتالمال تحمیل کرده بدون آنکه خروجی ملموسی برای جوانان داشته باشد.
تختی ارومیه قربانی «پروژههای موازی» نیز شده است و تمرکز بر تکمیل ورزشگاه ۱۵ هزار نفری شهید باکری که آن هم سالها با مشکلات زیرساختی و دسترسی مواجه بود، باعث شد تا ورزشگاه مرکز شهر (تختی) به دست فراموشی سپرده شود، در حالی که دسترسی آسان و نوستالژی تختی، آن را به گزینهای غیرقابل جایگزین برای هواداران تبدیل کرده است.

تبعیض در سرانه ورزشی؛ آذربایجانغربی در انتهای صف
نگاهی به آمارهای کشوری نشان میدهد که سرانه فضای ورزشی در آذربایجانغربی نسبت به میانگین کشوری در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارد، در حالی که برخی استانها به سرانههای بالای یک متر مربع رسیدهاند، ارومیه و شهرهای تابعه همچنان با ارقام بسیار پایینتر دستوپنجه نرم میکنند که نشاندهنده توزیع ناعادلانه امکانات در سطح کلان است.
چرا آذربایجانغربی با وجود هممرزی با سه کشور و ظرفیتهای دیپلماسی ورزشی، از داشتن یک دهکده المپیک یا ورزشگاه آبرومند محروم است؟ پاسخ را باید در لابیهای ضعیف مدیریتی در مرکز و عدم پیگیری جدی نمایندگان و مسئولان استانی برای جذب بودجههای ملی جستوجو کرد، ورزشگاههای تبریز و اصفهان با بودجههای مستقیم وزارتخانه نوسازی میشوند، اما ارومیه باید چشمانتظار اعتبارات محدود استانی بماند.
بیعدالتی ورزشی تنها در فوتبال خلاصه نمیشود؛ نبود سالنهای تخصصی برای بانوان و فرسودگی سالنهای چندمنظوره، ورزش همگانی را نیز در این استان با چالش جدی روبهرو کرده است و این کمبودها در شهرهایی مانند مهاباد و بوکان حتی شدیدتر از مرکز استان است و باعث شده تا استعدادهای ورزشی این خطه پیش از شکوفایی، عطای ورزش را به لقایش ببخشند.
تبعیض مشهود در تخصیص تجهیزات و امکانات نوین ورزشی، باعث مهاجرت ورزشکاران تراز اول ارومیه به سایر استانها شده است. وقتی یک قهرمان ملی در شهر خود کمترین امکانات برای تمرین را ندارد، مجبور است زیر پرچم تیمهای استانهای برخوردار به میدان برود که این خود بزرگترین ضربه به بدنه ورزش و غرور ملی مردم آذربایجانغربی است.
در پایان، وضعیت اسفبار ورزشگاه تختی ارومیه تنها یک معضل ساختمانی نیست، بلکه آیینه تمامنمای بیتوجهی به حقوق شهروندی و ورزشی مردمی است که همواره در صحنههای مختلف وفاداری خود را ثابت کردهاند و بازسازی فوری تختی و اصلاح نگاه تبعیضآمیز به بودجههای ورزشی استان، کمترین مطالبهای است که باید پیش از آنکه دیر شود، به آن پاسخ داده شود.
انتهای پیام/